matbakh

آشپزی و خوردن در ضرب المثل های شیرین فارسی ! در مطبخ سفره خونه ( 1 )

قسمت دوم

نه سر پيازم نه ته پياز !

ماست را كه خوردي كاسه شو زير سرت بزار !

من نوكر حاكمم نه نوكر بادنجان !
موريانه همه چيز خونه را ميخوره جز غم صاحب خونه را !

كوزه خالي، زود از لب بام ميافته !
كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخوره !
كوزه نو آب خنك داره !
كوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره !
عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بيارم !

عجب كشگي سابيديم كه همش دوغ پتي بود !

عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز !

عسل در باغ هست و غوره هم هست !

عسل نيستي كه انگشتت بزنند !

علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !

تغاری بشکند ماستی بریزد----جهان گردد بکام کاسه لیسان
مخور هول ابلیس تا جان دهد ---هر آنکس که دندان دهد نان دهد
وزاظهار درد، درد مداوانمی شود----شیرین سخن به گفتن حلوا نمی شود
هرچه از دوست می رسد نیکوست---گرهمه پوست باقلا باشد

رو سرم سیر و پیاز کاشت ! ( یعنی مخ منو خورد و هی اصرار کرد )

گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده !

گربه روغن ميخوره خانم دهنش بو ميكنه !

گفتند : خربزه و عسل با هم نميسازند . گفت : حالا كه همچين ساخته اند كه دارند منو از وسط بر ميدارند !

گفتند : خربزه ميخوري با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !

گندم از گندم برويد جو ز جو ! ((‌ از مكافات عمل غافل نشو ... )) ‌[[ مولوي]]
گندم خورديم از بهشت بيرونمان كردند !

گوسفند امام رضا را تا چاشت نميچرونه !
گوسفند بفكر جونه، قصاب به فكر دنبه !

صبحانه رو تنها بخور ، نهار با دوست ، شامو بده به دشمن . مثل سیب زمینی بی رگه !
خربزه رسیده نصیب شغال میشه

موش چيه كه كله پاچش باشه !

مهتاب نرخ ماست را ميشكنه !

مي بخور، منبر بسوزان، مردم آزاري مكن !

ميوه خوب نصيب شغال ميشه !

گابمه و آبمه و نوبت آسيابمه !

گاو نه من شير !

گوشت جوان لب طاقچه است !

گوشت رانم را ميخورم منت قصاب رو نميكشم !

قوم و خويش، گوشت هم را ميخورند استخوان هم را دور نميندازند .

خاك خور و نان بخيلان مخور ! (( ... خار نه اي زخم ذليلان مخور ))

خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ؟!

در جهان هر كس كه داره نان مفت، ميتواند حرفهاي خوب گفت !

در حوضي كه ماهي نيست ، قورباغه سپهسالاره !

درخت پر بار، سنگ ميخوره !

درخت كاهلي بارش گرسنگي است !

درخت گردكان باين بلندي --- درخت خربزه الله اكبر !

در ديزي وازه، حياي گربه كجا رفته !

دزد،آب گرون ميخوره !

دزدي آنهم شلغم ؟ !

دستت چو نميرسد به كوكو، خشكه پلو را فرو كو !

دست در كاسه و مشت در پيشاني !

دستش بدهنش ميرسه !

دستش شيره ايست يا دستش چسبناك است !

دستش نمك نداره !
مثل نقل و نبات ریخت و پاش کرد!
پسته بی مغز آخرش رسوا میشه

هر جا که آشه، كل، فراشه
هر جا كه گندوم نده مال من دردمنده
هر جا كه نمك خوری نمكدون نشكن
هر چه پول بدي آش ميخوري
هر چه در ديگ است به چمچه مياد
هر دودي از كباب نيست
هر سركه اي از آب، ترش تره
هر كه به اميد همسايه نشست گرسنه ميخوابه
گوشت نميشه، دشمنم دوست نميشه
خاك خور و نان بخيلان مخور
خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست
خانه همسايه آش ميپزند بمن چه
خر چه داند قيمت نقل و نبات ؟
خر را با آخورميخوره، مرده را با گور
خيك بزرگ، روغنش خوب نميشه
صنار جيگرك سفره قلمگار نمي خواد

دست ما كوتاه و خرما بر نخيل

دست و روت را بشور منم بخور !

دل سفره نيست كه آدم پيش هر كس باز كنه !

دوستي بدوستي در، جو بيار زرد آلو ببر !

دوغ در خانه ترش است !
دوغ و دوشاب در نظرش يكيست !

دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتاي جامه اگر كهنه است و گر از نو .
شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد
شوهر برود كاروانسرا، نونش بياد حرمسرا
سر حليم روغن ميرود
سركه مفت از عسل شيرين تره
سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است
هر كه خربزه ميخوره پاي لرزش هم ميشينه
هم از شورباي قم افتاديم هم از حليم كاشون
هم حلواي مرده هاست هم خورش زنده ها
آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري
آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه
آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم
آش نخورده و دهن سوخته
بازي اشكنك داره ، سر شكستنك داره
با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه
به اشتهاي مردم نميشود نان خورد
به يكي گفتند : بابات از گرسنگي مرد . گفت : داشت و نخورد ؟
پولدارها به كباب، بي پولها به بوي كباب

تا تنور گرمه نون و بچسبون
توي دعوا نون و حلوا خير نميكنند
جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته
چشمش آلبالو گيلاس مي چينه
سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه
سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده
سفره نيفتاده بوي مشك ميده
زرد آلو را ميخورند براي هسته اش
زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند
زيره به كرمان ميبره
زير ديگ اتش است و زير آدم آدم
رطب خورده کی منع رطب چون كند
نون خود تو ميخوري حليم حاج عباسو هم ميزني

زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !

زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !

زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !
زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !
زير كاسه نيم كاسه ايست .
زيره به كرمان ميبره !

ديشب همه شب كمچه زدي كو حلوا ؟!
ديگ به ديگ ميگه روت سياه ، سه پايه ميگه صل علي !

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم !

آش نخورده و دهن سوخته !

پولدارها به كباب، بي پولها به بوي كباب ،

پيرزنه دستش به درخت گوجه نميرسيد، مي گفت : ترشي بمن نميسازه !

ترب هم جزء مركبات شده !
ترتيزك خريدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد !

توي دعوا نون و حلوا خير نميكنند !

جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته !
ديگران كاشتند ما خورديم، ما ميكاريم ديگران بخورند !
ديگ ملا نصرالدين است !

كباب پخته نگردد مگر به گرديدن
رفت به نان برسه بجان رسيد
نون نامردي توي شكم مرد نميمونه
نون گدائي رو گاو خورد ديگه بكار نرفت
رفتم ثواب كنم كباب شدم
نون نداره بخوره پياز ميخوره اشتهاش واشه
ما كه خورديم اما نگي يارو خر بود سيرابيت نپخته بود

رطب خورده كي منع رطب چون كند !

رفتم ثواب كنم كباب شدم !

روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد !

روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه !
نذر ميكنم واسه سرم خودم ميخورم و پسرم
نون بده، فرمون بده
روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد
نونش توي روغنه
نه از من جو، نه از تو دو، بخور كاهي برو راهي
نه به اون شوري شوري نه باين بي نمكي
روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه
دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا

در جهان هر كس كه داره نان مفت، ميتواند حرفهاي خوب گفت
در بيابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام
ماستي كه ترشه از تغارش پيداست
نون خودتو ميخوري حرف مردم و چرا ميزني
نون اينجا آب اينجا - كجا بروم به از اينجا
در ديزي بازه، حياي گربه كجا رفته

دوستي بدوستي در، جو بيار زرد آلو ببر

سبوي خالي را بسبوي پر مزن !
سبوي نو آب خنك دارد !

سر حليم روغن ميرود !

سركه مفت از عسل شيرين تره !
سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !

سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !
سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !
سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !

سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده !

شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد --- گمانش ميرسد من گنج قارون زير سر دارم !

شتر در خواب بيند پنبه دانه --- گهي لف لف خورد گه دانه دانه !

شراب مفت را قاضي هم ميخوره !

شغال ترسو انگور خوب نميخوره !

شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !
دوغ در خانه ترش است
دوغ و دوشاب در نظرش يكيست
دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتاي جامه اگر كهنه است و گر از نو .
ديشب همه شب كمچه زدي كو حلوا
عاقل گوشت ميخوره، بي عقل بادمجان
عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز
فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه
قاشق نداري آش بخوري نونتو كج كن بيل كن
كاچي بهتر از هيچي است

غوره نشده مویز شدی
دهنت بوی شیر میده
هر گردی که گردو نیست
هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه
بهونه بچه جاتر کن , آب هندونه ست

مثل گاو شیر داد شیر داد بعد یه لگد زد همه را ریخت

پیاز هم خودشو داخل میوه ها کرد
فکر نان کن که خربزه آبه
هلو بپر توگلو
بی مایه فتیره
یه سال می خورم نون و تره یه عمر میخورم نون و کره
همون آش و همون کاسه
نونش تو روغنه

ماستها را كيسه كردند !
ماست مالي كردن !
ماستي كه ترشه از تغارش پيداست !
ماست نيستي كه انگشتت بزنند !

ما كه خورديم اما نگي يارو خر بود سيرابيت نپخته بود !

بز گر از سر چشمه آب ميخوره !

هر دودی از کباب نيست !
وقت خوردن، خاله، خواهر زاده را نميشناسه !
هر سركه اي از آب، ترش تره !
عاشق بي پول بايد شبدر بچينه !
عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بيارم !
هر كه شيريني فروشد مشتري بروي بجوشد !
هم از توبره ميخوره هم از آخور !
هم از شورباي قم افتاديم هم از حليم كاشون !
هم چوب را خورديم هم پياز را و هم پول را داديم !
هم حلواي مرده هاست هم خورش زنده ها !
هر مرغي انجير نميخوره !

هنوز غوره نشده مویز شده !
قوم و خويش، گوشت هم را ميخورند استخوان هم را دور نميندازند .
هيچ انگوري دوبار غوره نميشه !
کاسه جائي رود که شاه تغار باز آيد !
كاسه را كاشي ميشكنه، تاوانش را قمي ميده !
كاشكي را كاشتند سبز نشد !

هر جا مرغ لاغره، جايش خونه ملا باقره !

هر كه شيريني فروشد مشتري بروي بجوشد !

طعمه هر مرغكي انجير نيست !

يك انار و صد بيمار!
يه پول جيگرك سفره قلمكار نميخواد !
يه سيب و كه به هوا بندازي تا بياد پائين هزار تا چرخ ميخوره !
يه شكم سير بهتر از صد شكم نيم سير !
يه لقمه نون پرپري من بخورم يا اكبري !
يه مويز و چل قلندر !

پسته ی بی مغز اگر لب وا کند رسوا شود
نه شیر شتر می خواهم نه دیدار عرب
مرغ یک پا دارد
تخم مرغ دزد , شتر دزد میشود
با یک دست دو تا هندوانه بر نمی دارند
این دغل دوستان که میبینی مگسانند دور شیرینی
نمک میخوره , نمکدان میشکنه
هر جا آشه حسنی پاشه
صد گرم جگرکه سفره قلمکار نمی خواهد
اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی - دراورند غلامان او درخت از بیخ
دوغ ندارد اشکنه فیسش درخت رو میشکنه

دستت چو نميرسد به خانم --- درياب كنيز مطبخي را !


این البته خیلی بیراه نیست و ربطش فقط به کدبانو هاست که شهبانوی آشپزخانه هستد :  

"  هوو هوو را خوشگل ميكنه جاري جاري را كدبانو !  "

" خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست ! "

 

آشپزی و خوردن در ضرب المثل های شیرین فارسی ! در مطبخ سفره خونه ( 1 )

نمک در ضرب المثلها و شوی نمکدان و فلفل پاش !