1abros1144
و من گذشته ها را آرزو دارم . روزهای شاد بیخبری را . نعلبکی های قرمز و گل گلی و سینی مسی و سفره ترمه مادربزرگ و سماور بزرگی را که هر روز صبح قلقل کنان ما را در کنار هم جمع میکرد .
من آن صفا و صمیمیت سفره های کوچک و نیمرو و نان برشته را میخواهم .

1abros1143
نه برانچ و نه این ظروف زیبای مارک دار و نه آن وافل و پنکیک ، هیچکدام ذهن سنت پسند مرا راضی نمیکند .
نه ... من آن روح شاداب دنیای واقعیت را میخواهم که همه چیزش واقعی بود .
قربان صدقه هایش ، بازدیدها و لایک هایش .
نه این دنیای مجازی و پوشالی را که چشم چشم را نمی بیند و فقط رنگ است و عکسی خاموش و بیجان .
من دلم آن روزها را میخواهد که بخار سماور فضای خانه را مرطوب کرده بود و بوی روغن حیوانی را که ذره ذره ی فضای خانه از بویش عطرآگین .
نه ... من تماشای اینهمه عکس زیبا را نمیخواهم ...من زندانی شدن در قاب رنگی گوشی را نمیخواهم ...من سرگردان بودن در حصار این تارهای چسبناک را نمیخواهم .

من حس بودن در قاب زیبای خاتم و نقره ای با عکس های خانوادگی را میخواهم ❤❤❤ .

عکس از گالری دوستان عزیز  @my.hasti  و   @nafis_a23
از https://www.instagram.com/sofrehkhune/

.

 

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn