ramazan

به مناسبت ماه مبارک رمضان

مرا در نور مهمان کن

دارم تمام می شوم میان پیچ و خم کوچه هائی که دهان باز کرده اند تا لحظه های شیرین خلوتم را ببلعند.
خدای من نگذار تمام شوم میان سایه های اندوه و حسرت. نگذار پایان پذیرم با کوتاهی روزهای پائیز و زردی افسوس های خزان.
خدای من . طولانی میکنم قنوتهایم را که قنوتم اوج نیاز من است به تو .

قنوتم آسمان را فریاد میزند. ذره ذره ...یاخته هایم به تو نزدیک می شود. می شود؟ نمیدانم هنوز.
دستانم پرنده شده اند. پرندگی را به من بیاموز. بال زدن را . سبک شدن را . اوج گرفتن را. دستانم پرنده شدن را می خواهند.
تا اوج بگیرند و آن یالا فراتر از تمام دلخوری ها و روزمرگی ها تنها تنها توئی که ادعونی استجب لکم را وعده داده ای .
توئی که دستانم را پرنده کرده ای .
توئی که آسمان را برای آرزوهای پرنده کوچک دستانم گشوده ای .
توئی که وقت عذاب النار من را پاسخ میدهی . وای که من چقدر میترسم از عذاب آتشی که.....
رحمتت را هم تو وعده داده ای . دلخوشم به رحمتت ...
توئی که آخرین سوسوی روشنی در تاریکی تنهایی تن خسته ام .
تو نوری اللهم رب النور العظیم ای نور ای نور علی نور...ت جلیم بده با نورت.
روشنم کن ای نور فوق تمام نورها.
مرا در نور مهمان کن.
مرا با نور بیامیز.
مرا با نور متولد کن دوباره.
مرا با نور بمیران.
من از تاریکی میترسم.
من از ظلمت وحشت دارم..
در قنوتم نور می طلبم.
در اوج پرندگیم سوی خورشید میروم.
ذوبم کن در نورت.
حلم کن در روشنیت.
تمامم کن در خودت...در رحمتت...در مغفرتت....
من نور می خواهم و خواهش مرا نور توست که پاسخ می دهد. .
نور توست که در دل من جاریست .
من از توام و به سوی توست پرندگیم.
من در اول شهر عاشقیم اما تو غایت آمال عارفینی.
من در تاریکیم اما تو نور المستوحشین فی الظلمی .
من هنوز منزل در منزل با تو فاصله دارم ولی تو به من نزدیکی ...از رگ گردنم نزدیکتر.
من هنوز فریاد میزنم و فریاد ...و تو غیاث المستغیثینی .
من هنوز اشک میریزم و تنها توئی که زداینده غمی از سینه ام.
یا قاضی الحاجات....حاجت دستانم را تنها تو می دانی و تو می خوانی .
توئی که اول هر دفتری و آخر هر دفتر.... و قنوت مرا آغاز و پایان توئی....

از نفیسه

بخش سرگرمی و ادبیات و شعر سفره خونه

 

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn