تحلیل یا نقد داستان بچه مردم از آل احمد 2

    1artyfghjkl681

    تحلیل یا نقد داستان بچه مردم از آل احمد از  ؛  کتاب سه تار 2

    و اما نتیجه گیری از هایلایت های پست قبل :

    با این داستان یه تراژدی اجتماعی داره روایت میشه . نه تنها راوی داستان که یک زن جوان هستش بلکه مادر و زن همسایه و همه افراد همجنس او هم به نوعی درگیر همین معضل هستن . به او نمیگن چرا اینکار رو کردی بلکه فقط راه و روش شون متفاوته !!

    با اینکه داستان خیلی کوتاهه ولی در همین چندین خط پیامها و حرفهای زیادی داره ... روی هر پاراگراف باید تمرکز کرد .

    ما برخی از قسمت ها رو که نیاز به تعمق داره , هایلایت کردیم : در حین گفتگو از پاره جگرش تمام تفکرات زن و خواسته هاش از زندگی و فشارها بیرون میریزه. عدم استقلال و بی پناهی و فقر مادی و فقر فرهنگی مهر مادری رو تحت الشعاع قرار داده . نه فقط این زن بلکه تمام زنان جامعه رو درگیر کرده .

    شوهر حاضر نبود اون را با بچه نگه دارد ...پیام : یک زن را کسی باید نگه دارد !!! اگه نگه نداره .. وا اسفا ....!!!!!!!!!!!

    طلاقم داده بود و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد .... پیام : جدایی یکصرفه از جانب مرد بدون متعهد شدن زندگی فرزند !! بدون هیچگونه فشاری از جانب اجتماع برای پذیرفتن مسوولیت این کودک ...!!
    اگر این شوهر هم طلاقم دهد .چه میکردم....؟ !!! .. پیام : عدم وجود هیچگونه ضمانتی برای یک زن در منزل همسر !!
    ناچار بودم بچه را یه جوری .................!! پیام : سر به نیست کردن کودک ... برای ادامه زندگی ... !!!!

    این تراژدی داستان هستش . تعلیق بین دو راهی هستش که به زن تحمیل شده ... تقصیری نداره ... اجتماع مقصره . هم از زن منزجر میشیم و هم دلمون براش میسوزه و هم بیگناه میپنداریمش .. بیگناهی که خود قربانی شده !!!! و داره قربانی اش رو به مسلخ میبره !!!!

    میدانستم که میشود بچه را به شیرخوارگاه گذاشت یا به خراب شده دیگری سپرد ....!!! .. پیام : رسم عجیبی که انگار از قبل ادامه داشته و راه خلاصی اون از قبل مشخص شده !!!!
    اگرغیر از این بود اسم دیگری رو بچه میگذاشتند !!!! ... پیام : یعنی این کار خیلی قباحت نداره !!! اون اسم روی بچه آمدن قبیح تره !!
    زنهای دیگه نمیگن چرا ..بلکه فقط میگن چطور ؟!!!!!!!!!!!!!!!! پیام : یعنی در نفس کار موافقند ولی در اعمال روش باهم مخالفند !!
    شوهرزن رو با بچه قبول نمیکنه !!! چون زن وقت زاییدن زیاد داره !!!!!!!!!!!!! ... پیام : خودش هم باورش شده !! و داره خودش رو دلداری میده !!!!
    وقتی زن فکر میکنه برای بچه های شوهرش همین حس رو خواهد داشت به اون حق میده !!!!!!!!!!! و برای اینکه مورد غضب مرد قرار نگیره به هر کاری تن در میده !!
     
    زن فکر میکنه که تازه بچه به راحتی رسیده و تمام شب بیداری ها و زحماتش تموم شده !!!!! یعنی وقتی زحمت داشت میشد از دستش خلاص شد ...ولی تردیدش برای تمام شدن زحمات بچه است !!! چقدر این تصورات راحته براش !!! انگار داره فکر میکنه کاش زودتر اینکار رو میگرد تا زحمتش رو نمیکشید و زحماتش بهدر نمیرفت !!!!!!!!!!
     
    دلش به حال لباس های نوی بچه میسوزه !!!!!!!!!! ....پیام : ارجحیت لباس ها به کار شنیعی که میخواد ازش سر بزنه ... حتی تفکرات مادی در این لحظاات ولش نمیکنه ...
    وقتی که هزینه از جیب خودش نیست و استقلالی نداره ... مهم نیست دلش نمیسوزه تازه با حرص میگه چشمش کور بره بخره !!!!!
    پیام : استقلال مرد یه جورایی لجش رو در میاره !!! چون خودش استقلال نداره و تمام مشکلاتش ناشی از همینه !

    عجب نگاهی بود !......پیام : اینجا رقت قلب مادر داره پررنگ میشه . داره خودش رو نشون میده . تقکرات مادی و فشارها فراموش داره میشه ... ماچش اون رو به دنیای مادر نزدیک میکنه ... هوتول و تهدید زندگی فرزند - مهر مادری رو در اون بجوش میاره . زنگار پلید فرهنگ غلط اجتماعی یک لحظه زدوده میشه ... یادش رفته بود برای چه کاری اومده .
     
    ولی با بازگشت به واقعیت زود رنگ میبازه ..
     
    سرجیب همسر قبلی غافلگیر شده بوده ....پیام : همان عدم استقلال .... همان مشکلات قبلی و کنونی .... همان سرنوشت تکراری ... برای این زن و همه زنان بی پناه جامعه ... مادرش .. همسایه اش ..... و ...
    حظ دیدن و تماشا کردن بچه تازه پا و شیرین مردم .....پیام : آوای دهل از دور خوش است !!.... دیدن ظاهر اتوکشیده مردم .... بدون حس کردن دردها و رنج ها .... بدون مسوولیت و تعهد ...!!
    پول تاکسی ....!!!!! ... اهمیت پول تاکسی بعد از سرراه گذاشتن بچه اش ....چندش آوره ..ولی .. هست .. ! .....پیام : مجددا هم عدم استقلال مادی و اجتماعی .....
     
    ***
     
    ***
     

    1 - برای نقد کتاب بدون هیچگونه توجهی به نویسنده کتاب را نقد کنید . البته زندگی و ایدئولوژی نویسنده در نوشتن کتاب همیشه دخیل است . ولی در نقد برای مقایسه آثار با یکدیگر این نکته نباید وارد شود وگرنه باید در گروه کتاب های نظیر خود نقد شود .

    2 – نقد به معنای رایج در جامعه دیدن نقاط منفی نیست .پس نقاط مثبت را نیز ببینید .

    3 – قبل از خواندن کتاب و اینکه برداشت خودتان را نقد کنید , نقدهای افراد دیگر را نخوانید .

    4 - کشش و جاذبه داستان چقدر بود ؟ چه وقت کشش آن شروع شد ؟ آیا از ابتدا یا اوسط داستان ؟

    5 – زاویه دید داستان را دریابید . چه کسی داستان را نقل میکند یا راوی کیست ؟ دانای کل ( شخص سوم غایب که همه چیز را حتی در خلوت اشخاص میبیند ) یا شخص اول حاضر .. (.که فقط چیزهایی را که قادر بوده ببیند ) نقل میکند ؟ برای مثال اگر شخص اول روایت میکند نباید در خلوت افراد وارد شود و زاویه دید و مسایل پنهان آنها را بتواند تعریف کند .

    6 – فضای داستان . زمان و مکان کجاست ؟ آیا به حقیقت نزدیک است ؟ اشخاص مهم داستان به آن برهه زمانی میخورند ؟ آیا مکان تناسبی با آن زمان نقل شده دارد ؟ مثلا در سال 1290 محله شهرک غرب وجود نداشته که در داستان به ان اشاره شود !

    7 – دیالوگ ها ... آیا کلمات و واژه ها از زبان اشخاص مناسب هستند و به تیپ شخصیت آنان میخورد ؟ خلق آنها مناسب با این کلمات هستند ؟ واژه های هر فرد باید با موقعیت اجتماعی او تناسب داشته باشد .


    8 - آیا ترتیب منطقی بین حوادث داستان هست ؟ بین نسل های افراد داستان فاصله زمانی مناسب حفظ شده ؟ ایا اتفاقات پس و پیش تعریف نشده ؟ نظم بین آناان هست یا بی نظمی خواننده را خسته میکند ؟ مثلا اگر روایت نوه و پدر بزرگ است فاصله زمانی بتواند حداقل 20 سال فاصله را نشان دهدهرچند که نسل جدید به این زودی دیگر نوه به والدین خود نمیدهد !

    9 - شخصیت های داستان چگونه افرادی هستند ؟ درونگرا یا برونگر ؟ اگر درونگرا هستند آیا رفتار ها خوب نشان داده اند ؟ ایا میتوانند پیام نویسنده را منتقل کنند ؟ خوب شخصیت پردازی شده اند ؟ هدف از وجود هرکدام در داستان چیست ؟

    10 – پیام نویسنده چه بود ؟

    ***

    برای مثال  ؛  کتاب الدوز و کلاغها نوشته صمد بهرنگی را به طور خلاصه اینجا مشاهده میکنید تا متوجه استفاده از این روش برای نقد شویم :

    الدوز نام شخصیت اصلی کتاب و کلاغها قسمتی از روایت داستان است .کلاغ ها در پندار عامیانه زشت و کثیفی و دل دزدی را به ذهن متبادر میکنند .
    الدوز و خانواده اش از طبقه معمولی و کارمند هستند .زن بابا فرد منفی و ظالم داستان و پدر همدست اوست .
    پدر ذلیل این همسر و با فرزند خود نامهربانی پیشه کرده . الدوز اکثرا تنها و در حبس است . پسرهمسایه یاشار و مادرش مونس این دختر هستند . آنها وضعشان مادی شان اسف بار ترو از طبقه کارگر هستند . الدوز و یاشار دو نام اصیل آذری هستند . یاشار در کارگاه قالیبافی کار میکند که جز استضعاف چیزی برایشان ندارد . قالی مبافند ولی روی قالی نمینشینند ! و از این ثروت خود بهره ای ندارند .


    صمد بهرنگی از زبان این بچه ها و کلاغ ها حرفهای دلش را بیان میکند . طبقات و استضعاف را خیلی زیبا به تصویر میکشد . کلاغها این حیوانات زشت و کثیف منظراز گرسنگی ناچار به دزدیدن قالب صابون میشوند ....در پاسخ الدوز که کلاغ را از دزدی نهی میکند , کلاغ میگوید : نا وقتی که همه برای خود کار کنند , دزدی هم هست !.

    پدرش سگ نگهبانی را به توصیه زن بابا به خانه آورد تا مراقب کلاغ ها باشد تا کلاغها به حیاط آنها وارد نشوند .زن بابا برای الدوز پستانکی خریده بود که بالاخره متوجه میشوند که این پستانک برای این بوده که نتواند حرف بزند !
    کتاب از ابتدا بسیار پر کشش است . لحظه ای از داستان پرت نمیشود . خارج نمیشود . نظم و ترتیب منظقی دارد . کم کم شخصیت ها را داخل روایت آورده و معرفی میکند . شخص اول راوی داستان است .
    کلاغها نماینده طبقه زیرین اجتماع هستند که مجبور به این زندگی شده اند . فضای داستان و زمان خیلی در آن نمود ندارد . پیام مهم داستان در لابلای حرفهای کلاغ و یاشار قرار دارد و هر شخصیت داستان پیام او را تشیریح میکند .
    دیالوگ ها متناسب با هر گروه نوشته شده و طبقه را مشخص میکند . این داستان بسیار ساده برای سنین پایین نوشته شده هرچند که لذتی که افراد بزرگتر میبرند بیش از کودکان است زیرا بزرگسالان پیام را بهتر میگیرند .

    پیام داستان به ایدئولوژی نویسنده بر میگردد ... والسلام .

     

    از :

    https://instagram.com/p/7kzNlQwsby/?taken-by=sofrehkhune

     

    Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

    نوشتن دیدگاه

    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    © 2018 Your Company. All Rights Reserved. Designed By Tripples

    Please publish modules in offcanvas position.